تبلیغات
آذرخش کربلا - یک سال گذشت ...
پایگاه شخصی حاج سیدمحمدحسین سیداخلاقی
 
موضوعات
لینک دوستان
نویسندگان
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

هیئت روضه الحسین(ع)ماسال
 
یک سال گذشت ...
به توکل نام اعظمت 
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است
الســلام علیــک یا ابـــا صــالــح المــهــدی ادرکنــی (عج)
دوستان عزیز سلام
امروز 8 اردیبهشت ماه سال 1393 میباشد. دقیقا یک سال پیش در چنین روزی اتفاقی بسیار 
ناراحت کننده در شهرستان ماسال رخ داد. روز به پایان و شب فرا رسیده بود .ساعت چیزی
حدود 10 الی 11 شب بود که ناگهان برق در اکثر منازل شهر قطع شد. تاریک تاریک، 
بله روشنایی رفته و تاریکی آمده. غمی عظیم موج می زند. چه شده؟ سبب این تاریکی 
عجیب چیست؟انگار جای گلی خالیست!!! یا گلی پرپر شد!!! 
نمی دانم یا بگویم گلی پرید!!! چه اتفاقی پیش آمده در این شب عجیب؟ شهر پر از هیاهو،
دلهره،گریه،ناله...
آیا زلزله آمده یا سیل ؟ یا طوفان شده؟بیمارستان شهر بسیار شلوغ است.مردم همه جمع بودند 
اما یکی نبود!!! وای خدای من چه بلایی بر سر ماآمده؟کم کم زنگ گوشی ها به صدا در آمد.
همه باخبر شدن!همه آمدن! برق ها وصل شدن . اما بگذار ببینم مثل اینکه 
چراغ خانه ای هنوز روشن نشده.نه نه یک خانه نیست!!! 
چندین خانه روشنایی خود را از دست داده اند.
صبح شد.منه بی خبر راهی بازار .همه جا یک حرف پررنگ بود،
آری حرف حرف یک تصادف است .
تصادفی ناگوار که حتی حرف از آن هم بسیار سخت بود.
اصلا باور نمی کردم که دیگر درکنارمان نیست یا بگذار بگویم که نمیخواستم باور کنم . اما ... 
راهی قبرستان شدیم،چه شوری، چه حالی،عجب هوایی .... مات و مبهوت تنها به نظاره 
ایستاده بودم و هیچ. بگذریم از مراسم تدفین ، ولی یک عمر نوکری برا ارباب بی کفن 
نتیجه داد مردم با همان شور محرم در عزایش مشکی پوش و دسته عزاداری به راه انداختند. 
دیگر بگذریم از مراسم سوم و هفتم و چهلم و ....
اصلا نمی توان باور کرد که کربلایی محمد رسول مرادخانی با آن حسن خلقش،
باآن لبخندهایش و... دیگر دربین ما نیست.
ولی کربلایی محمد رسول جان
یک سال گذشت اما هنوز دربین مایی و از یادها با 
آن خاطره های دل انگیز نخواهی رفت
شادی روحش صلواتی ختم کنید.
------------------------------------------------------------------
این متن تنها یک دلنوشته از شنیده ها و دیده های شخصی می باشد.
جهت مشاهده و دریافت پوسترهایی که برای 
آقا محمد رسول طراحی کردم به ادامه مطلب مراجعه کنید.





نویسنده : حاج سید محمد حسین سید اخلاقی
تاریخ :دوشنبه 8 اردیبهشت 1393
نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علمداران منتظر پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 07:00 ب.ظ
سوال نکن شاید خدا به تو بفهماند .
گدایی نکن شاید خدا غنی ات کند .
به قلبت فشار نیاور شاید خدا مشکلت را حل کند .
چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی یک شاید کنار زندگی ات بگذار . محمداسماعیل دولابی
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام
ممنون از حضورتون
متن بسیار زیبایی بود
موفق و پیروز باشید/ یاعلی
سرزمین نور سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 07:15 ب.ظ
روحش شاد و یادش کرامی باد.
محسن یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 09:25 ق.ظ
خدایا....

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها.....

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان.....

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن......
حسنـ جمعه 12 اردیبهشت 1393 06:23 ب.ظ
روز مرگم چه روز شلوغیست
چه درداور است ،هرقدر که نبودی امروز هستی
پرنگ تر از همیشه
زیر تابوتم را میگیری؟؟!
چرااا؟؟!!
تو که میدانی از هر فاصله ای حست میکنم….
پس چرا جسم بی جانم را هوایی میکنی؟؟
سرد شدم،بخ زدم
خوشحال بودم که دیگر چیزی را حس نمیکنم
ولی باز هم دستانت گرمم کرد
ببینم دیگر نگران ان نیستی که کسی تو را با من ببیند؟؟
اشک میرزی؟!!چرا؟؟!!
گفتم دوست دارم تو گفتی بمیر….
من فقط خواستم حرفت را زمین نندازم…..
مادرم را میبینی…..
گل رزی را که اوردی ارامش نمیکند….
جفا کردم …تنها به او،فقط او مرا با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت
امروز،اینجا،این خاک سرد؛تمام ان چیزیست که تو برای من خواستی
وعشق وعشق وعشق
تمام ان چیزی بود که من برای تو خواستم
عشق و مرگ تراژیدی زیبایست نه؟؟؟!!
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام آقا حسن
بسیار متن زیبا و جالبی بود مثل همیشه
یاعلی
حسنـ جمعه 12 اردیبهشت 1393 02:07 ب.ظ
سلام سید
خیلی وقت بود نیومده بودم پیشت
چقدر مطلبت زیبا بود
نگفته بودی نوشتن هم بلدی . . .
تو که آقا سید ما باشی دیروز واسه من یه اتفاقی افتاد که خیلی ترسیدم
یه لحظه با خودم گفتم دیگه کارمون تمومه ولی بخیر گذشت. ..
با خودم گفتم خدا یه فرصت دیگه بهت داده . . . با خودم گفتم خدا نخواست که با کوله باری از گناه دنیا رو ترک کنی . . .
کاش خدا یه فرصت دیگه به همه دوستان بده
یعنی طوری نباشه که یهو غافلگیر شن
البته این تلنگر ها تو زندگی ما زیاده ولی کو آدمی که درس عبرت بگیره
یادش بخیر یادم نمیره چطور با کمک دوستان دیگه و محمدرسول کولر کانون رو عوض کردیم، شاید اگه اینکارو نمیکردیم تابستونا نمیشد از گرما تو کانون نشست.

التماس دعا عزیزم



حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام آقا حسن
خوش آمدی برادر . راه گم کردی
چه عجب سری به فقیر فقرا زدی
خبرش و از دوستان شنیدم
خدا روشکر که چیزیت نشده حسن جان
ولی بگم که ماهاخودمون باید طوری زندگی کنیم که هیچ وقت وزمانی غافلگیر نشیم.
درمورد خاطره ای هم که بیان کردی بله یادش بخیر . چه روزای خوبی بود و چه زود گذشت.
روحش شاد و یادش گرامی
حسنـ جمعه 12 اردیبهشت 1393 01:57 ب.ظ
بازیگر زن سینمای ایران، که پیش از این به دلیل آنکه در یک برنامه تلویزیونی عید را به مقام معظم رهبری تبریک گفته بود، مورد هجمه ضدانقلاب قرار گرفت، در تازه ترین پست خود در شبکه های اجتماعی عکسی را از خود منتشر کرد.
http://media3.afsaran.ir/sig5hNbO_479.jpg
تبســــــــم نـور جمعه 12 اردیبهشت 1393 06:59 ق.ظ
ولادت با سعادت خورشید علم، مخزن الاسرار توحید
شکافنده معماهاى وجود
حضرت امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد....
دلداده حرم پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 05:05 ب.ظ
سلام داداشی من ممنون از حضورت
درپناه امام باقر باشی
یا علی
شهدای چسلی پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 04:47 ب.ظ
امام و حجّت اهل یقینی
فروغ آسمان، مهر زمینی
گشادی بال دانش بر سرما
گشودی راه دین در باور ما
از آن موجی که از علم تو برخاست
شریعت زنده و اسلام برجاست
ز دریای تو خیزد موج دانش
درخشد نام تو بر اوج دانش

ممنون از حضورتون
مسجد علی ابن ابیطالب سنگ بست پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 03:40 ب.ظ
سلام سید جان ممنون از حضورت
فرشته ها در ماه رجب برای آزادی انسانها از دستان شیطان
و بخشش معاصی و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده
و منتظر ندای بنده های خدا هستند.حلول ماه مبارک رجب، مبارک باد.
سارا چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 09:14 ق.ظ
سلام خوشی؟ خیلی این مطلبت باحال بود خخخخخخ خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم خخخخخ
shelman چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 08:26 ق.ظ
عالی بود از امروز طرفدار وبلاگت شدم و میخوام باهات تبادل لینک کنم خوشحال میشم قبول کنی
نور عدالت سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 05:21 ب.ظ
سلام سید جان....... طوری نوشته بودی که اشکی از چشمام نریخت................... بغض گلومو گرفته ... انگار دارم خفه میشم
یاد اون صحنه ها یاد اون زنگی که برام خوردو خبرشو دادن
یاد اون لحظه که بعد مرگش هم بهم نگفته بودن که مرده
یاد اون لحظه که برای گفتن خبر فوتش دورم میچرخیدنو
و در اخر یاد اون کسی که اروم اومد تو گوشمو خبرشو بهم دادو گفت محمد فوت کرد
وای خدااااا بالاخره اشکم اومد.......
و دیگر هیچ .....................................
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام آقا محمد
ببخشید اگه بی ادبی شد و یا حق مطلب ادا نشد.
درسته مثل شما با آقا محمد رسول رفاقت نداشتم
ولی لطف ایشون همیشه شامل حال ما شده و میشه.
فقط خواستم با این قلم شکسته ام چیزایی که شنیده و دیدم
رو بنویسم.
روحش شاد ویادش گرامی
پروانه سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 04:46 ب.ظ
مطالب وبلاگت رو خودت نوشتی؟ با اجازت من چندتا مطالبت رو زدم توی وبلاگم . آپم مایل بودی تبادل لینک اتوماتیک هم وبلاگم داره
محمد سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 04:41 ب.ظ
سلام دوست عزیز

واقعا وبلاگ جالبی داری، خیلی با حال بود

بیا تبادل لینک کنیم ;)
مسجد علی ابن ابیطالب سنگ بست سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 02:05 ب.ظ
الهی دل من از بهر تو در کار است
و گرنه مرا با دل چه کار است. آخر چراغ مرده چه مقدار است. الهی اگر طاعت بر ندارم، جز تو کسی را ندارم. الهی، دل تمنای تو دارد.....
شهید عباس میرزایی
سید جان متن زیبایی بود
روحش شاد
ممنون از حضورتون
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام
ممنون از حضور و نظرت حامد جان
روحش شاد و یادش گرامی
او خواهد آمد سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 10:38 ق.ظ
سلام
متن زیبایی بود
اما ............
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام اسماعیل جان
ممنون از حضور و نظرت
اما چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلداده حرم سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 09:59 ق.ظ
سلام
بینایه ای در مورد هتک حرمت به ساحت مقدس امام هادی نوشتم جهت مطالعه تشریف بیاورید .
یا علی
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام آقا حامد
بیانیه مطالعه شد
مثل همیشه زیبا عالی بود
بسیار زیبا کلمات و احادیث و روایات در کنار هم قرار گرفته اند
واین از ویژگی منحصر به فرد مطالب خوب شماست
یاعلی
دلداده حرم سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 09:33 ق.ظ
سلام
سید عزیز
واقعا چه زود دیر می شود
***
متن بسیار زیبایی بود
میدونی چرا زود دیر میشه ؟
بخدا زندگی ما شبیح فصلهای ساله که زود یکی پس از دیگری میرن .
محمد رسول جوان بی باک وعارفی بود
دعا کن محمدرسول های درونمان نمیرن دعاکن رفاقت های ما نمیرن دعاکن جز حقیقت چیزی برروحمان اثر نکنددعاکن ...

از خستگی دراز مدتی حرف میزنم
ای کاش منم مثل رسول برم ...

محمد حسین عزیز
رفتن محمد رسول یک هشدار برای من وشماو همه دوستان هست که چقدر کنار هم هستیم که چقدر نبودن یکدیگر رو احساس میکنیم
***
متنت ادبی بود باز هم مثل همیشه گل کاشتی
وعده ما کربلا جنت الحسین
بهشت سینه زنا هیئت روضه الحسین
حمعه شهادت امام هادی
یا حق
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام حامد جان
ممنون از حضورت
واقعا چه زود دیر می شود؟؟!!!؟؟
متن بسیار زیبا و پر محتوایی بود
به نکاتی خوبی اشاره کردی عزیزم
ای کاش تقدیر اینطور رقم نمی خورد
که الان باید با نام و یاد و خاطره هایش سپری کنیم
انشاا.. طبق گفته شما همه دوستان قدر دوستی های خودمون رو بدونیم
و به این درک رسیده باشیم که چیزی جز نتیجه اعمالی که انجام دادیم
بعد از مرگ برامون نمی مونه. و چه خوب میشه که این نتیجه چیزی جز خوبی ها نباشه.
-------------
انشاالله جمعه تحت توجهات خاص اهل بیت (ع) و کمک شما و تمامی دوستان در شب شهادت امام هادی (ع) برنامه ای در شان و مقام آن امام بتونیم برگزار کنیم.یاعلی
lili سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 08:06 ق.ظ
سلام خوبی . وبلاگ تحسین بر انگیزی دارین . امیدوارم همیشه موفق باشی . لطفا به منم سر بزن . خوشحال میشم تبادل لینک کنیم
حامد دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 11:50 ب.ظ
سید جان با سلام
واقعا متن زیبایی نوشتی حاجی
انشاالله خدا محمدرسولو با اولیاء خودش محشور کنه
روحش شاد و یادش گرامی
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام حامد عزیز
با حضورت دروبلاگ همیشه مارو خوشحال میکنی
امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشی.
یاعلی
خدا تنهاست دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 11:30 ب.ظ
برادرم رفتی
هربار که اسمت میاد
بغض نه تنها گلوی من
بلکه خیلیا رو میگیره
برادرم شاید باور نکنی
اما همیشه از خودم میپرسم
اگه من جات رفته بودم
توام بخاطره من گریه میکردی؟
بخاطره من شب ها قرآن میخوندی؟
میومدی به خانوادم تسلی بدی و کنار پدرمادرم بیای؟
نمیدونم ........
نه من مثل تو خوب نیستم
من مثل تو خندهای رو لبم تعبیر نمیشه به خوش خلقی.
برادرم
جات خیلی خالیه نیستی تا ببینی دنیا آدماش تو این یک سال چقد عوض
شدن.
کاش من جات بودم کاش برادرم
یادت تا ابد زندست
اما خاطره ی این شب تلخ تا ابد
تاریک و سرد.
(ممنون آقای اخلاقی از پست زیباتون)
دقیقاُ همینطور بود اون شب
از صمیم قلب تنها کار خیری که میشه انجام داد اینه صبر حضرت زینب برای خانوادش آرزو دارم.
و تشکر از مداحان که تیشه ب ریشه ی کمر زخم خورده خانوادش نزدنند
یه انتقاد دارم
چرا مداحان هرگز از خوبیها و آرامش و صبر برای خانواده ای که عزیز از دست دادن نمیگن
چرا بیشتر کاری میکنن که دل خانوادشو آتیش بزنن....
نمیدونم
روحت شاد برادرم
حاج سید محمد حسین سید اخلاقی پاسخ داد:
سلام
ممنون از حضور و متن بسیار زیباتون
روحش شاد و یادش گرامی.
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما
سلام
به وبلاگ من خوش آمدید
امید وارم از مطالب وبلاگ استفاده ی کافی ببرید
( نظر یادتون نره )
azerakhshekarbla@yahoo.com
مدیر وب سایت : حاج سید محمد حسین سید اخلاقی
صفحات
برچسب ها
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب